بیزینس ناهماهنگ

بیزینس ناهماهنگ نظریه ای برای ترس ها – مرگ تدریجی یک رویا

بیزینس ناهماهنگ یکی از مواردی است که یکی دوسال پیش بعنوان یک بازاریاب وقتی به چشم یک جامعه شناس به جامعه نگاه میکردم متوجه اش شدم و اسمی بهتر از این هم نتوانستم برایش پیدا کنم.

بیزینس ناهماهنگ
بیزینس ناهماهنگ

بیزینس ناهماهنگ

اسمی که وقتی میبینی یا میشنوی بیشتر شبیه این است که در رابطه با کار یا چیز دیگری صحبت میکند ولی با اینکه نسبت به این مسئله هم بی ربط نیست ولی بیشتر یک مسئله ی مهمتر را کنکاش میکند.

بیزینس ناهماهنگ یعنی دنیای این روزها.

بیزینس ناهماهنگ یعنی ساختارهای بی پایه.

بیزینس ناهماهنگ یکی از مسئله های بسیار ساده ولی در عین حال پیچیده ای است که هم در سطح سیستماتیک و هم در سطح غیر سیستماتیک در این کشور تاثیر گذار است.

بگذارید از ساده ترین جای موضوع شروع کنم :

همه ی ما روزانه در این دنیای اطراف خود انسان هایی را میبینیم که در حال گلایه کردن از کسب و کار خود هستند و بسیار ناراضی از وضع اقتصادی و بسیار گلایه مند از نبود نقدینگی و همه ی ما این موارد را دیدیم یا شاید خودمان هم گاهی گفتیم.

ولی یک مسئله ی بسیار مهم تر دیگر هم وجود دارد.

بیزینس ناهماهنگ و ساختار ذهنی

مسئله مهم دیگر با این ناراضی بودن های مردم وجود تضادی است که در بین حرف ها و اعمالشان است.

یک ساختار بسیار پیچیده ای را شاهدیم که موجب میشود مردم این کشور در حالت فعلی خود منجمد بشوند :

مردم از لحاظ ذهنی بنا به دلایلی نا مشخص که هرکس باید خودش فکر کند که چرا و چگونه روی این موضوع تنظیم شده است که نقدینگی نیست و یا وضع اقتصادی خراب است در رکود هستیم در فلان هستیم و….

اما در عمل میبینیم که یک خانواده در طی روز هر نیازهایی که دارد را هم میتوانند تامین بکنند و یا به آمار فروش تلویزیون های تخت نگاه میکنیم میبینیم فروش هرسال بیشتر از سال قبل است ، به آمار فروش مبل نگاه میکنیم بدک نیست ، به آمار فروش مواد غذایی روزانه نگاه میکنیم همه چیز در روال طبیعی است اما این حالت ذهنی و تضاد منجمد کننده چیست؟

بسیار تعجب برانگیز است مردم به گستردگی بیش از هشتاد میلیون نفر و همه با تضاد فکری یکسان یک نوع اپیدمی که فقط جلوی پیشرفت خودشان را گرفته است.

این تضاد همان نظریه بیزینس ناهماهنگ است.

تضادی که همه ی ما را زمین گیر کرده است.

بیزینس ناهماهنگ و برخی از دلایل

به هرحال همه چیز دلایلی دارد اما پیدا کردن بعضی از دلایل که در دل مردم نهفته است نه در زبانشان بسیار سخت تر از آن چیزی است که بشود فکرش را کرد پس درنتیجه مجبور از جایی آما را در بیاوریم که مردم با دلشان آن کار  را انجام میدهید این جا ، جایی نیست جز : وقتی که خرید میکنند.

مردم وقتی خرید میکنند تمامی تصمیمات را با احساسات خود و دل شان انجام میدهند و با بررسی نحوه تغییر رفتار خرید کننده ها دلایل این که بیزینس ناهماهنگ چگونه بوجود آمده است را میتوانیم بیابیم البته تا حدودی.

به نسبت خرید مبل توجه کنید : حتی این آمار را میتوانید در فامیل های خودتان هم ببینید دیگر نیاز نیست شما هم مثل من بدنبال اعداد بروید : ببینید چند نفر از خانواده هایی که در فامیل شما هستند و در خانه ی اجاره ای زندگی میکنند ولی مبلمان دارند؟

این یعنی چه؟

این مورد در ذهنتان باشد برویم سراغ تضاد

چند نفر از فامیل یا آشنایان شما کسب و کاری دارند که با روش های فروش و خرید و بازاریابی چهل سال پیش اداره میشود و با اینکه قبول میکنند همه چیز تکنولوژی شده حتی حاضر به تغییر نیستند؟

معروف ترین حرفی هم میزنند این است : پسر به زور که از دست مشتری نمیتونم بکشم بیارمش داخل مغازه که.

چرا ؟

چرا در خانه ی اجاره ای زندگی میکنی ولی مبل میخری؟

چرا با این که میدانی دنیای تکنولوژی است حاضر به تغییر نیستی؟

چرا با اینکه میبینی زجر میکشی سعی میکنی تجمل گرایی کنی؟

چرا با اینکه میتوانی معیشت و روزمره زندگی ات را بگذارنی سعی داری خودت را قربانی جلوه دهی؟

چرا با اینکه شب ها بدون شام نمیخابی خودت را بدبخت جلوه میدهی؟

چرا نمیتوانی افکار مثبت داشته باشی؟

چرا همه ما دوسداریم همدیگر را به بهترین شکل ممکن قضاوت کنیم؟

همه ی ما دیده ایم که :

ایرانی ها خیلی چیز ها را با خودشان از دوران های قدیم آورده اند تا به الان :

مثل : پاتو از گلیمت بیشتر دراز نکن.

مثل : پول چرک کف دسته.

مثل : پول خوشبختی نمیاره.

مثل : اونا داشته باشن ما نداشته باشیم؟؟!!

و خیلی چیز ها که در فرهنگ مان جا افتاده و جالب است بدانید همین تلویزیونی که میخواهد فرهنگ سازی کندو این یزها را از بین ببرد بیشتر فرهنگ چیزهایی را میسازد که نباید.

اما این نظریه بیزینس ناهماهنگ با این چیزها تمام نمیشود و خیلی گسترده تر از این ماجرا هاست.

مثلا : اگر از شغل خود ناراضی هستی چرا تغییرش نمیدهی؟

و هزار نوع از این اگر ها.

بیزینس ناهماهنگ یعنی ترسی غیر واقعی که از تضادهایی که روزانه با آن ها سرکار داریم ایجاد میشود و این ترس موجب منجمد شدن مردم در یک قفس ذهنی میشود.

بیزینس ناهماهنگ
بیزینس ناهماهنگ

ترسی درون همه ی ما ایجاد شده بنام ترس از توهم های خودمان، که نمیگذارد به غیر از خودمان چیز دیگری را ببینینم و شرایط کشوری هم در حال دامن زدن به این ترس است.

و همین مسئله ی ترس از توهمات ذهنی است که باعث میشود یک مسئول اختلاس کند اگر مسئولی ثبات را حس کند توهم نمیزند که بگذار کار خودم را بکنم بعد به بقیه ماجرا میرسم.

و خیلی از این موضوعات قابل بحث که هیچکدام سیاسی و… نیست و فقط به اپیدمی موجود فکری ما برمیگردد به ترس هایی که الکی در وجود خودمان ایجاد کرده ایم.

اما من به یک چیز معتقدم

برای هر ملتی در هر کشوری و در هر حکومتی هر آن چیزی رقم میخورد که مردم آن کشور لایق آن هستند و ما لایق بیشتر از این ها هستیم.

این مسئله جامعه شناسی دور از نظر بازایابان حرفه ای نماند.

مطلب مفید دیگر : مدیریت استرس و ناراحتی در زندگی با قرص بیخیالی

دنبالم کنید

خجالتی نباشید! به راحتی می تونید منو توی شبکه های اجتماعی دنبال کنید.ماهم دوستداریم با دوستان علاقه مند دوست بشیم

با سر زدن به گزینه ی محصولات با ارزش ترین آموزش های موجود و کمیاب رو مشاهده کنید رد کردن